سلطان محمد ميرزا قاجار
57
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
خاطر ، خود را خصى « 6 » مىكنند . مردها بيضهء خود را درمىآورند [ و ] زنهاى آنها رگى از زير پستان چپ خود را قطع كنند . پس از قطع آن رگ مخصوص ، ديگر ميل به مرد نمىكنند . بعد از اين عمل ، شراب و گوشت خوك [ 24 ب ] و روغن نمىخورند . گوشت ماهى مىخورند . اين طايفه هرجا باشند در مال دنيا باهم مساوات كنند . هريك بميرد مالش در ميان همهء خاجهها قسمت شود . با مسلمانان از جهت نخوردن شراب و گوشت خوك مهربانى نمايند . از جانب دولت روس اين قاعده و طريقه ممنوع است . اگر بدانند كسى خود را خصى كرده است ، سياست مىكنند و به حبس مىفرستند [ و ] از ولايت اخراج مىكنند . سواى شماخى در جاهاى ديگر هم از اين خاجهها ديده شد . اكثر عرادهچى بودند . معلوم شد اينها را از جانب دولت بههمين جنايت « 7 » از خانه و ملك خودشان اخراج كردهاند . اين مردم با روس نهايت عداوت را دارند . گل داغستان كه دوايى است معروف از يك دو كوه اين ولايت مىآورند . مسجد جامع مسجد جامعى دارد كه از اين زلزله خرابى بههم نرسانده است . از اهل آنجا گفتند متجاوز از هزار سال است كه اين [ 25 آ ] مسجد را بنا كردهاند . « 8 » ميوههاى شماخى در فواكه گلابى آنجا مشهور به خوبى است . ساير ميوهها هم بد نمىشود . هوايش مايل به سردى ، واقعى از جاهاى باصفاى دنياست . از جهت سبزه و گل [ و ] طراوت و صفا ، قطعه [ اى ] از بهشت است .
--> ( 6 ) . خصى Xasi - مردى كه بيضهاش را كشيده باشند . اخته ( فرهنگ معين ، ج 1 ) . ( 7 ) . جنايت - گناه . ( 8 ) . « مسجد قديم شهر را كه به جامع معروف است ، ديدم . مىگويند از بناهاى ابو سليم مروزى است . هرچه هست زياد كهنه است » . ( محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، از تفليس به تهران ( سفرنامهء صنيع الدوله ) ، به كوشش محمد گلبن ، انتشارات سحر ، ص 47 ) .